
به گزارش رحماء روسيه و چين دليل مخالفت خود را با اين پيشنويس قطعنامه، نگراني از اين که اين اقدام در نهايت مانند حمله ناتو به ليبي در مارس ۲۰۱۱ به اقدام نظامي عليه سوريه منجر شود بيان کردهاند.
هر دو کشور براي بار دوم خواستار گفتوگو براي مقابله با ناآرامي چند ماهه در اين کشور عربي شدهاند.
شبکه پرس تيوي با رالف شوئنمان، نويسنده و تحليلگر سياسي در اين باره گفتوگو کرده است.
پرس تيوي: اول از همه شما شرايط سوريه را چگونه توضيح ميدهيد؟
شوئنمان: اساسا ما بايد اين را جداي از مخالفت با دولت اسد در سوريه درک کنيم و بدون شک مخالفتهاي گستردهاي با رژيم بعث وجود دارد. اين بايد در يک بافت کاملا خاص که از سوي امريکا و قدرتهاي امپرياليستي ايجاد شده در نظر گرفته شود که به آن به عنوان فرصتي براي مداخله نظامي در کنار مسائل انجام شده در سوريه مينگرند.
در نظر داشته باشيم که اوباما حدود يک هفته قبل زماني که رفت امير عبدالله، پادشاه اردن را ببيند خواستار تغيير رژيم در سوريه و مداخله نظامي شد و گفت که اين مسائل سطوح غيرقابل قبولي از خشونت هستند که نيازمند تغيير رژيم است.
اين بافتي است که در آن رژيم قطر خواستار مداخله نظامي و کنارهگيري اسد شده است و از همه گذشته قطر نقشي کليدي در جنگ ناتو ـ امريکا براي تغيير رژيم در ليبي با حمايت قطعنامه اتحاديه عرب ايفا کرد و به آموزش به اصطلاح شورشيان در ليبي پرداخت، شمار زيادي از نيروهاي قطري را براي فرماندهي نيروها به اين کشور فرستاد تا معمر قذافي را سرنگون کنند و به سخنگوي عمليات ناتو تبديل شد.
يک نکته خاص با توجه به بحثها در سازمان ملل، ماه گذشته محافظهکاران امريکايي مقاله مفصلي داشتند که آن را فيليپ گيرالدي، عامل سيا آن را نوشته بود؛ توصيفي دقيق از عملياتي براي تحريک کشمکش مسلح در سوريه توسط امريکا و ناتو که آن را نقل ميکنم: هواپيماهاي جنگي بي نشان ناتو در پايگاههاي نظامي ترکيه در نزديکي ايسکندرون در مرز سوريه تسليحات باقي مانده از قذافي و سربازان داوطلب را تحويل ميدهند.
او مينويسد: ايسکندرون بذر "ارتش آزاد سوريه" است؛ شاخه نظامي شوراي ملي سوريه. مربيان نيروهاي ويژه فرانسوي و انگليسي مستقر هستند و سيا و عمليات ويژه امريکا تجهيزات ارتباطي و اطلاعات و سلاح را در حمايت از شورشيان تهيه ميکنند و افراد مسلح را قادر ميسازند که از تمرکز سربازان سوري دوري کنند.
يک جنبش گسترده در سوريه وجود دارد، اما ربوده شده است؛ برخلاف آنچه در ليبي پس از قيام عليه بن علي در تونس و مبارک در مصر رخ داد، راس لانوف عليه رژيم قذافي مبارزهاي را آغاز کرد که توسط ناتو و امريکا ربوده شد و به حمام خوني در راستاي خدمت به منافع امپرياليسم تبديل شد. اين الگويي است که امروز در سوريه دارد اتفاق ميافتد.
سازمان ملل پوششي براي مداخله ناتو، مداخله امپرياليستي تهيه ميکند؛ اين قطعنامهها هيچ ارتباطي با آزادي مردم سوريه ندارد و هر کاري که انجام ميشود براي تحميل ناتو و سلطه امريکا و امپرياليسم بر رژيم سوريه است. اين چيزي است که دارد رخ ميدهد. اما سازمان ملل يک پوشش براي عمليات ناتو و امريکاست.
پرس تيوي: ما کشوري مانند قطر و عربستان سعودي داريم که صداي مخالفان را تحمل نميکنند؛ هيچ قانون اساسي در کشورشان وجود ندارد؛ هيچ انتخابات آزاد و عادلانهاي وجود ندارد و و همزمان داريم از اين کشورها به ويژه قطر که گفتوگوهاي مربوط به سوريه را هدايت ميکند ميشنويم که خواستار انتخابات آزاد و عادلانه در سوريه باشد. اين همه تناقض براي چيست؟
شوئنمان: آنچه آنها در واقع سعي بر انجام آن را دارند، استفاده از اين ظاهر و بهانه نگراني از انتخابات آزاد و دموکراسي است تا به وسيله آن دولتي را برکنار کنند که آن را به اندازه کافي همسو با اهداف امپرياليسم در منطقه نميدانند.
قطر، صداي دموکراسي، باراک اوباما همين الان، درست همين ديروز ارائه تسليحات به رژيم بحرين را افزايش داد. ديکتاتوري بحرين که هر روز مردم را سلاخي ميکند دريافت کننده سلاحهاي پيشرفته و نيروهاي ويژهاي است که امريکا و انگليس آنها را تامين و ارائه ميکنند.
بنابراين نقش قطر در اينجا سخنگويي امپرياليسم است. اين يک رژيم دست نشانده است؛ کشوري که رژيم را ميفروشد. اين يک ماشين قوي براي تداوم مداخله در ليبي از سوي ناتو است و اکنون ميخواهد آن را در سوريه تکرار کند.
هيچ کس تحت هيچ بهانهاي نبايد از مداخله امپرياليستي حمايت کند؛ چرا که اين کار هيچ ارتباطي با الهامات مردم و رژيمي که اجازه کنترل بر منابعش و نابودي هر روزه حق حاکميت مردم را ميدهد، ندارد.
منبع: پرس تي وي




