کد خبر: ۳۲۱۴۲
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۵
آمریکا؛
اکنون آمریکا به عنوان یک بازیگر نفتی مهم مطرح هست، ثبات تولیدکنندگان خارجی برای آمریکا امروزه از اهمیت کمتری برخوردار است

مترجم: فاطمه عالیشاه ارات بنی

فارغ از فراز و نشیب دولت ها ، ایالات متحده یک سری منافع ثابت و مشخص در غرب آسیا دارد که  هدایتگر سیاست خارجی این کشور در منطقه است. در شرایط آشوب و تحولات گسترده در منطقه ممکن است که منافع  آمریکا هم دستخوش نوسان گردد. البته باید گفت احتمالاتی مطرح می شود که جانشینان اوباما از مداخلات بیشتر احتراز کنند.

 منافع عمومی قابل ذکر آمریکا، نفت است  که در گذشته از حیث خیزش قیمت می توانست بر اقتصاد آن موثر باشد  بر اساس اداره اطلاعات انرژی این کشور ، خاورمیانه 30% از بازار جهانی و عربستان به تنهایی از ظرفیت بالای تولید مازاد برخوردار است  علیرغم این نقش محوری، ثبات تولیدکنندگان خارجی برای آمریکا امروزه از اهمیت کمتری برخوردار است  اکنون آمریکا به عنوان یک بازیگر  نفتی مهم مطرح هست  که از تولید 8 میلیون بشکه در روز طی سال 2004 به 14 میلیون بشکه در سال 2014  رسیده است. از سوی دیگر جهان به نوعی اشباع در نفت  رسیده است زمانی که به نفت تگزاس وست اینترمدیت در سال 2008 با بشکه ای 133.88 $  و در ژانویه 2016 با بشکه ای  31.68 دلار  متکی است. از دیگر سو، قیمت بالای نفت  حمایت کننده تولید کنندگان آمریکا به عنوان بخش مهم اقتصاداین کشور هستند در حالی که  اشباع نفت ظرفیت مازاد  غرب آسیا را بی اثر می سازد  لذا بنظر می آید که بازار نفت وارد یک معادله فاقد اثر شده به نحوی که جهان در دوران های کوتاه و میان مدت توجه کمی به این بازار خواهد نمود.

اسرائیل دیگر منافع مرکزی آمریکا است  که به صلح میان اسرائیل و فلسطینی ها مرتبط می شود اما اکنون اسرائیل  با تهدیدات متعارف و سنتی اندکی مواجه است کما این که نیازی به مداخله نظامی آمریکا ندارد. مضاف براین، دخیل شدن در قضیه اسرائیل مستلزم شکل گیری مجموعه ای از تعاملات فروش تسلیحات، همکاری های اطلاعاتی و امنیتی و  حمایت های سیاسی است. گرچه فرایند صلح حداقل برای زمان کنونی مرده است، فلسطینی ها و اسرائیلی ها بیش از همیشه دچار شک و تردید نسبت به یکدیگر شدند و بنظر  نمی رسد که در آینده نزدیک بتوان صلح را حتی با تکیه بر دیپلماسی سطح بالا برای منطقه به ارمغان آورد.

از سوی دیگر آمریکا و متحدان منطقه ای اش از برخی مواضع مشترک برخوردارند بویژه در ارتباط با تهدیداتی که مطرح است. ضدیت با کمونیسم برای دهه ها عربستان و آمریکا را بهم پیوند داده بود بعد از سقوط شوروی، منافع مشترک در دربرگیری عراق و ایران و  ممانعت با هسته ای شدن ایران بود این منبع وحدت اکنون، اندکی به سمت واگرایی میل پیدا کرد به گونه ای که  متحدان منطقه ای در کل توافق هسته ای با ایران  و هرگونه نزدیکی احتمالی  با تهران را رد کردند. در سوریه ، یمن و در کل منطقه، تفاوتها آمریکا را در جایگاه متفاوتی نسبت به متحدانش قرار داده، در حالی که دو طرف از این نتیجه  در رنج هستند.

دمکراسی سازی  به عنوان یک هدف، همواره از اهمیت کمتری  برخوردار بود  اما دشواری ها خاص خود را داشت. در برنامه آزادی جرج بوش یا در بهار عربی در 2011 آمریکا به نحو مختصری از دمکراسی در کشورهای درگیر حمایت نمود اما کودتا، جنگ داخلی  و سایر ناآرامی ها در ساختار نوظهور سبب شد تا دیگر دمکراسی در لیست  کسی مطرح نباشد.

نقطه اتصال

در شرایط جاری  آمریکا و متحدان منطقه ای وارد بحث مبارزه با تروریسم و مقابله با گروه دولت اسلامی و القاعده شدند  در این مسیر نیز تفاوت هایی وجود دارد به نحوی که  متحدان از گروه های متصل به القاعده نظیر جبهه النصره و القاعده شاخه سوریه حمایت می کنند اما در کل همکاری اطلاعاتی و سایر تلاش ها  منبعی از اتحاد به حساب می آید  اکنون متحدان، پایگاه آمریکا برای ضربه زدن به نیروهای داعش به شمار می ورند. بهر حال تمرکز بر مبارزه با تروریسم می تواند در بلندمدت سایر منافع آمریکا  را متاثر سازد در حالی که تروریسم متاثر از جنگ های داخلی، دولت های در حال زوال و مسائل حل نشده است .

 

Shifting U.S. interests in the Middle East .Daniel L. Byman Wednesday, March 2, 2016. https://www.brookings.edu/blog/markaz/2016/03/02/shifting-u-s-interests-in-the-middle-east/

 

منبع: رحماء
مطالب مرتبط
نظرات کاربران
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد