کد خبر: ۳۲۲۳۸
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۴
حجت الاسلام سروش محلاتی؛
یکی از توصیه هایی که از جانب اولیای الهی وجود دارد، این است که مسلمانان و همینطور حق طلبان در سپاه اسلام باید حتی الامکان شروع کننده جنگ نباشند یعنی حتی در میدان جنگ هم که حضور پیدا می کنند، صبر کنند اگر دشمن درگیری را آغاز کرد، آنها پاسخ دهند...

با تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان، تاکنون 4 مرحله از موضوع سلوک اخلاقی امام حسین (ع) با همراهی و همکاری استاد ارجمند حجت الاسلام و المسلمین محمد سروش محلاتی منتشر شده است. حجت الاسلام و المسلمین سروش محلاتی در این ۱۰ گفتار به پرسش های موجود درباره هدف قیام امام حسین و دلایل اخلاقی این قیام پاسخ می دهد. متن پنجمین گفتار از سلسله گفتارهایی سلوک اخلاقی در حرکت انقلابی امام حسین(ع) به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین – و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین- السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک.

سخن درباره ارزش های اخلاقی در حرکت انقلابی اباعبدالله الحسین(ع) بود؛ یکی از اصول اخلاقی در جنگ، تلاش برای کاهش صدمات جانی و مالی است. گاه حضور در میدان جنگ و اقدام برای جهاد یک تکلیف و وظیفه است، اما این تکلیف و وظیفه اقتضائات اخلاقی خاصی دارد. یکی از این اقتضائات آن است که شخصی که برای جهاد در راه خدا قدم بر می دارد، همه تلاش خود را به کار بگیرد تا کمترین تلفات اتفاق بیفتد. در این زمینه دستورات ارزشمندی در اسلام وجود دارد کمااینکه در سیره امام حسین(ع) هم نکات جالب توجهی دیده می شود. به طور مثال یکی از سفارشاتی که رسول اکرم داشتند، این بود که در جنگ ها هرگز سپاهیان اسلام به دشمن شبیخون نزنند و در وضع شبیخون، آنها را به قتل نرسانند؛ اجازه دهندکه افراد از سر اراده و آگاهی خود در میدان جنگ حضور پیدا کنند و با کسانی برخورد شود که با قصد خود قدم به میدان جنگ و درگیری می گذارند.

یکی دیگر از توصیه های عجیبی که در این زمینه از امیرالمومنین علی(ع) وجود دارد، این است که حضرت معمولاً جنگ را تا ظهر به تأخیر می انداختند. تعبیری که در روایتی از امام صادق(ع) وجود دارد، این است که «حضرت جنگ را به عقب می انداختند تا موقع ظهر شود». با اینکه علی القاعده اول صبح برای اقدام کردن و جنگیدن، تحرک و نشاط بیشتری وجود دارد، دلیل این تأخیر چه بود؟ امام صادق(ع) توضیح دادند که فلسفه این تأخیر آن بود که زمان تا فرا رسیدن غروب آفتاب کمتر باشد، زمان درگیری کاهش پیدا کند، کشته ها کمتر و امکان این که افرادی بتوانند برگردند و از جنگ منصرف شوند، وجود داشته باشند. به این معنا که هر چه ممکن است زمان جنگ کوتاه تر و محدودتر باشد و با تاریک شدن شب، امکان بازگشت افراد از جنگ وجود داشته باشد. در ادامه این تعبیر هست که حضرت می فرمودند «جنگ را هر چه دیرتر شروع می کردند، تا این که افراد فراری هم بتوانند خود را از مهلکه نجات دهند و راهی برای رهایی آنها وجود داشته باشد». مهم است که امیرالمومنین علی(ع) با دشمنانی می جنگد که از راه بغی و طغیان در برابر حضرت ایستاده اند و حتی شروع کننده جنگ هم آنها بودند، اما در عین حال حضرت رضایت نمی دهد که کشته های آنها به حداکثر برسد بلکه سیاست ایشان بر این است که هر چه کشته کمتر باشد.

بر همین اساس و با توجه به این نکته یکی از توصیه هایی که از جانب اولیای الهی وجود دارد، این است که مسلمانان و همینطور حق طلبان در سپاه اسلام باید حتی الامکان شروع کننده جنگ نباشند یعنی حتی در میدان جنگ هم که حضور پیدا می کنند، صبر کنند اگر دشمن درگیری را آغاز کرد، آنها پاسخ دهند.

این از سفارشاتی است که امیرالمومنین پیوسته داشته اند؛ حضرت در هر مرحله ای از جنگ و درگیری، این سفارش را می کردند که شما آغازکننده جنگ نباشید، صبر کنید وقتی دشمن تهاجم را شروع کرد، پاسخ دهید. از همین جا معلوم می شود مساله فراتر از این نکته ای است که برخی بزرگان و نویسندگان فرموده اند که شروع نکردن در امثال صفین یا در عاشورا به دلیل آن بوده که ماه، ماه محرم بوده است؛ جنگ چه در ماه حرام و چه درغیر ماه حرام اتفاق بیفتد، سپاه حق طلب باید از شروع درگیری پرهیز داشته باشد. ما همین سیاست و سلوک اخلاقی را در جریان نهضت اباعبدالله الحسین(ع) می بینیم. برخورد سپاهیان حر با سپاه اباعبدالله الحسین، پیش از این بود که سپاه عمر سعد برسند و پیش از این بود که امام حسین به سرزمین کربلا هم وارد شود. آنجا زُهِیر بن قین خدمت حضرت عرض کرد که اجازه دهید که ما جنگ را همین جا امروز آغاز کنیم چون درگیری با سپاهیان حر، امروز به مراتب ساده تر است از درگیر شدن با لشکری بزرگ که در آینده به آنها ملحق خواهند شد. امروز امکان پیروزی برای ما بیشتر است ولی حضرت نپذیرفتند. امام حسین فرمودند که «ما جنگ را آغاز نمی کنیم. هر وقت آنها دست به سلاح و شمشیر بردند ما وظیفه پاسخگویی داریم». همین قصه و ماجرا به شکل دیگری در صبح روز عاشورا هم اتفاق افتاد. اول صبح بود که شمر به خیمه های اباعبدالله الحسین نزدیک شد و دید که حضرت، خیمه ها را در شب عاشورا به یکدیگر نزدیک کرده اند و آراسته اند. آنجا شمر فریاد زد که «حسین بن علی! خودت را برای آتش جهنم آماده کرده ای». مسلم بن عوسجه عرض کرد که «یابن الرسول الله! اجازه دهید با پرتاب یک تیر کار شمر را تمام کنم؛ او الان در تیررس من است و قدرت دارم که او را به قتل برسانم». «فالفاسق من اعظم الجبارین» این شخص، شمر است که یکی از جبارین و ظالمین و ستمگران است. به هر حال حضرت اجازه نفرمودند. فرمودند که «نه! حق پرتاب تیر و شلیک ندارید». «انی اکره ان ابدئهم» باز حضرت همان قاعده خود را تکرار کردند که «من خوش ندارم آغازکننده جنگ و درگیری باشم».با این که همه مقدمات جنگ آماده شده و شخصی که نزدیک شده، فرد شناخته شده ای هست. رذالت و خباثت او هم کاملا روشن است و امروز وقت و فرصت مناسبی برای از بین بردن شمر است، اما در عین حال اباعبدالله الحسین اجازه چنین اقدامی را نمی دهند. اقدامی که در همه فرهنگ های جنگ و نظامی گری کاملا معقول است که اگر دسترسی به گروه های اطلاعات عملیات پیدا کردند، حتی پیش از این که جنگ و درگیری آغاز شود، نیروهای اطلاعاتی دشمن را به قتل برسانند، اما اباعدالله الحسین اجازه نمی دهند. معنای سلوک اخلاقی در جنگ و انقلاب و نهضت، همین است؛ پرهیز از آغاز جنگ و تلاش برای این که تلفات حتی از دشمنان به حداقل کاهش پیدا کند.



منبع: شفقنا
نظرات کاربران
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد