کد خبر: ۳۲۲۵۶
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۱
سلوک اخلاقی امام حسین (ع)؛
در سیره امیرالمومنین(ع) نیز چنین است که وقتی حضرت حرکت کردند و به صفین آمدند، معاویه پیشدستی کرده و شریعه فرات را اشغال کرده بود و اجازه نمی داد اصحاب امیرالمومنین از شریعه استفاده کنند و دسترسی به آب فرات داشته باشند...

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین – و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین- السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک.

سخن درباره سلوک اخلاقی اباعبدالله الحسین(ع) در جریان نهضت کربلا بود؛ از جمله اصول این سلوک اخلاقی، تلاشی است که از طرف اباعبدالله الحسین برای عدم وقوع جنگ صورت می گرفت. روش حضرت نشان می دهد که از نظر امام(ع) تقدم بر عدم وقوع جنگ و درگیری است و البته اگر دشمن در وقوع جنگ و درگیری اتفاق نظر داشته باشد و اصرار بورزد، در این صورت امام ایستادگی و مقاومت می کند و با تمام توان در برابر آنها می ایستد. اساساً به لحاظ اخلاقی، صلح بر جنگ تقدم دارد و اگر بتوان مشکلات اجتماعی و سیاسی را با دشمنان به وسیله گفت وگو و مصالحه حل کرد، نوبت به جنگ و درگیری نمی رسد. از این نظر وظیفه جهاد در اسلام با برخی از واجبات دیگر مانند نماز متفاوت است. جهاد یک واجب تحصیلی نیست، به این معنا که مسلمان ها وظیفه دارند، زمینه برای جهاد و وقوع جنگ را فراهم کنند، تا تکلیف جهاد ادا شده باشد، بلکه از این نظر جهاد مانند حج است. همانگونه که حج مشروط است به این که اگر فرد مستطیع شود، باید اعمال حج انجام شود، اما تحصیل این مقدمات بر عهده او نیست و تکلیفی ندارد؛ جهاد هم چنین وضعی دارد. اگر مسلمان ها در شرایطی قرار بگیرند که دفاع از حقیقت و آرمان های آنها و حفظ امنیتشان هیچ چاره ای جز جنگیدن نداشته باشد، در این صورت موظفند بجنگند، اما این بدان معنا نیست که مسلمان ها خود، زمینه وقوع جنگ را فراهم کنند یا اقداماتی تحریک کننده برای جنگیدن دشمنان داشته باشند. به عنوان نمونه در قرآن کریم در مساله بغی این مطلب مطرح شده است که اگر دو طایفه از مسلمان ها با هم می جنگند، بر عهده مسلمان هاست که به میدان بیایند و صلح و دوستی به وجود بیاورند، اما اگر امکان مصالحه فراهم نشد، در آن صورت باید در برابر یاغی و طغیانگر بایستند و بجنگند. «و إن طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما» وظیفه اول، اصلاح بین برادران مسلمان است ولی اگر اصلاح نتیجه نداد و یک گروه بر بغی و طغیان و تجاوز اصرار ورزید، آن گاه وظیفه ثانوی فرا می رسد. «فقاتلوا التی تبغی حتی تفیء الی امرالله…» باید با یاغیان جنگید تا تسلیم فرمان الهی شوند. این یک نمونه از آیاتی است که نشان می دهد قتال و صلح در عرض هم نیستند بلکه در طول یکدیگرند و تقدم با صلح بر جنگ است.

در سیره امیرالمومنین(ع) نیز چنین است که وقتی حضرت حرکت کردند و به صفین آمدند، معاویه پیشدستی کرده و شریعه فرات را اشغال کرده بود و اجازه نمی داد اصحاب امیرالمومنین از شریعه استفاده کنند و دسترسی به آب فرات داشته باشند. امیرالمومنین(ع) توسط برخی اصحاب خود به معاویه پیام دادند که «معاویه چرا از ابتدا تصمیم به درگیری و مخاصمه گرفته ای؟ هنوز که جنگ آغاز نشده است، صبر کن! شاید کار به جنگ نینجامد. شاید بتوان مشکل را بدون جنگ حل کرد. چرا راه برای گفت وگو و عدم مخاصمه را سد می کنی و می بندی؟» کلام حضرت و سیره امیرالمومنین گویای آن است که حضرت تصمیم قطعی به جنگ نداشت، پس از آن که معاویه این روش را برگزید و بر آن اصرار ورزید، حضرت در برابر او مقابله کردند. در قضیه جنگ جمل و در ماجرای مقابله با نهروانی ها و جنگ با خوارج نیز همینطور بود.

به هر حال به لحاظ سلوک اخلاقی، اول صلح است و بعد جنگ. در سیره اباعبدالله الحسین(ع) نیز همین نکته دیده می شود. امام حسین(ع) برای جنگیدن حرکت نکرده بود. بله! حضرت برای امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امت جد خود حرکت کرد، اما آیا حضرت تصمیم قطعی به جنگ گرفته بود یا جنگ را بر حضرت تحمیل کردند و البته وقتی تحمیل کردند، حضرت با شجاعت ایستاد. شواهد بسیاری وجود دارد که جنگ و درگیری را بر امام تحمیل نموده اند، شاهد اول این است که در اولین مرحله که سپاهیان حر بن یزید ریاحی به حضرت رسیدند، بنا به نقل سید مرتضی در تنزیه الانبیاء و شیخ طوسی در تلخیص الشافی، امام(ع) تصمیم گرفتند که از ادامه حرکت به سوی کوفه صرفنظر کنند و به نقطه دیگری برگردند، اما حر اجازه نداد و گفت ماموریت من این است که شما را در این مسیر همراهی کنم. این یک مرحله که اجازه ندادند حضرت از درگیری فاصله بگیرد، با این که خود امام نظر به فاصله گرفتن داشت. مورد دیگری که باز در تاریخ نقل شده و از نظر متکلمین ما هم چون مساله مرتبط با سیره امام و مباحث امامت است، در کلام هم مطرح شده است، مذاکراتی است که امام(ع) با عمر بن سعد داشتند، پیش از این که امام به سرزمین کربلا وارد شوند. ورود به کربلا در روز سوم محرم بر حسب برخی از نقل ها اتفاق افتاده بود. امام(ع) با سپاهیان عمر سعد با چهارهزار نیرو برخورد کردند. در اینجا امام سخنی با عمربن سعد داشت. ابتدا عمر سعد نماینده ای فرستاد و استبصار کرد که حضرت چرا به طرف کوفه حرکت کرده است و چه هدفی را دنبال می کند. امام توضیح دادند که دعوت مردم کوفه، ایشان را به این سمت و سو کشانده است. عمر سعد گفت که وضع کوفه تغییر پیدا کرده است و امروز چنین استقبالی وجود ندارد. در این مرحله هم اباعبدالله الحسین(ع) پیشنهاد کردند که «اگر اجازه نمی دهید و وضع کوفه تغییر پیدا کرده پس بگذارید من به نقطه دیگری برگردم. از همانجایی که آمده ام، به همان جا برمی گردم». بر طبق برخی نقل ها به مکه. نقل دیگر این است که حضرت پیشنهاد کردند اجازه دهید من به یکی از نقاط مرزی بروم و مانند بقیه مسلمان ها زندگی کنم. پیشنهاد سومی هم در برخی از نقل ها وجود دارد که حضرت فرمودند که اجازه دهید من در مسیر شام حرکت کنم که با همه این پیشنهادها مخالفت کردند. علاوه بر این که در منابع تاریخی مانند تاریخ طبری این موارد وجود دارد، در کتاب های متکلمین ما مانند شیخ مفید در ارشاد، سید مرتضی در تنزیه الانبیاء، شیخ طوسی در تلخیص الشافی، فاضل مقداد در کتاب لوامع و بسیاری از منابع دیگر این مطلب دیده می شود. البته برخی از اصحاب حضرت این نکته را تکذیب کردند که حضرت فرموده باشند من حاضرم به شام بروم و با یزید بن معاویه مصالحه کنند. بخصوص این مورد از نظر تاریخی مورد تردید است، اما اصل اینکه حضرت اصراری بر ادامه این حرکت نداشتند، بلکه پیشنهاد کردند که بگذارید ما برگردیم به لحاظ همه نقل های تاریخی مورد اتفاق نظر است. این به معنای این نبود که حضرت از اعتراض خود نسبت به ظلم و فساد در نظام اموی دست بر می داشت، اما بدان معنا بود که حضرت قصد و تصمیمی برای جنگیدن نداشت کمااینکه همراه آوردن خانواده و فرزندان نیز همین پیام را به دشمنان منتقل می کرد پس سلوک اخلاقی اباعبدالله الحسین(ع) در عاشورا گویای این است که به سمت و سوی جنگ نباید مشتاقانه حرکت کرد بلکه حتی الامکان باید زمینه عدم وقوع درگیری را فراهم نمود. البته اگر دشمنان، جنگ طلب و ستیزه جو باشند باید در برابر آنها ایستاد و تسلیم نشد. السلام علیکم و رحمه الله برکاته.


منبع: شفقنا
نظرات کاربران
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد