کد خبر: ۳۲۲۶۸
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۸
سلوک اخلاقی امام حسین ع؛
از همان ابتدا در مدینه سخن از این بود که یزید بن معاویه شخصی است که صلاحیت برای حکومت ندارد لذا من با او بیعت نمی کنم...

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین – و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین- السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک.

در جلسات پیشین صحبت درباره سلوک اخلاقی در حرکت انقلابی امام حسین (ع) بود. در این جلسات درصدد واکاوی این نکته بودیم که در قیام اباعبدالله الحسین علیه السلام چه نکات اخلاقی دیده می شود و آیا حضرت در حرکت خود یک الگوی اخلاقی خاص را مورد توجه و اعتنا قرار داده بودند؟ از جمله نکاتی که تحت این عنوان قابل بررسی است، توجه امام (ع) به موضوعات بسیار کوچک و مسایل بسیار خرد و ریز است. معمولاً افرادی که وارد صحنه فعالیت های اجتماعی و سیاسی و اقدام های انقلابی می شوند، بیشتر درگیر مسایل کلان بوده، توجه به مسایل کلی دارند و بر اساس همان نگاه کلی نسبت به مسایل جامعه، فعالیت و تلاش می کنند. اتفاقاً اباعبدالله الحسین هم با یک هدف بزرگ، اقدام و حرکت خود را آغاز کرد.

از همان ابتدا در مدینه سخن از این بود که یزید بن معاویه شخصی است که صلاحیت برای حکومت ندارد لذا من با او بیعت نمی کنم. بعد هم در مدینه، مکه و سپس در کوفه، حضرت بارها همین را مطرح می کردند. استناد امام به کلام پیامبر اکرم(ص) که «من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله» با توجه به همین نکته است یعنی در بین همه مسایلی که در جامعه آن روز وجود داشت، امام(ع) در مسأله شخص خلیفه، اینکه وی سلطان جائر است و ارزش های الهی را زیر پا گذاشته، به حقوق مردم تجاوز کرده، اموال عمومی را به تصرف درآورده است، توجه می کرد. این مسایل مهم و کلان مورد توجه امام (ع) بود و برای اصلاح این امور حرکت کرده بود، اما یک انسان اخلاقی در عین حال که اهداف بلند اجتماعی را دنبال می کند، غفلت از مسایل ریز اخلاقی هم در جریان امور اجتماعی پیدا نمی کند. جمع بین آن کلی نگری و توجه به آرمان ها و ایده آل ها با توجه و اعتنا به مسایل بسیار ریز در زندگی اخلاقی.

هنر امام حسین (ع) این است که آن آرمان بلند اجتماعی و سیاسی از توجه حضرت به مسایل کوچک اخلاقی نمی کاهد. امام همان گونه که به آن مسایل کلی اعتنا دارد، به این مسایل جزیی هم کاملا اهتمام دارد و این مسایل کوچک را قربانی آن مسایل کلی نکرده و از آنها غفلت نمی کند.

اتفاقاً یکی از توصیه هایی که امیرالمومنین علی (ع) در عهدنامه حضرت به مالک اشتر دارد، در هنگامی که مالک اشتر را به عنوان استاندار مصر اعزام می کند، همین نکته را به او یادآور می شوند که «مالک تو مسوولیت بزرگی داری! تکالیف بزرگی بر عهده توست». مصر اگرچه آن روز به عنوان یک استان از حکومت علوی مطرح بود، اما خود یک سرزمین گسترده با یک تمدن و پیشینه بسیار طولانی بود. حضرت به او یادآور شدند که «مبادا مسایل کلی جامعه، تو را از مسایل کوچک غافل کند و بهانه ای پیدا کنی برای اینکه نسبت به مسایل کوچک بی اعتنایی بنمایی و عذر بیاوری که من درگیر مسایل کلی و بزرگ هستم پس توقعی برای رسیدگی به مسایل کوچک از من نداشته باشید». حضرت در عهدنامه خطاب به مالک اشتر این نکته را مطرح می فرمایند؛ « ولا تدع تفقد لطیف امورهم اتکالا علی جسیمها؛ مبادا رسیدگی به امور کوچک به عذر و اتکای اینکه من به مسایل بزرگ می پردازم، مورد غفلت تو قرار گیرد». «فان للیسیر من لطفک موضعا ینتفعون به…؛ برای همان مسایل و توقعات کوچک هم که نسبت به کار تو در میان مردم وجود دارد، انتظارات و توقعاتی هست که مردم از آنها سود ببرند و البته نسبت به مسایل کلان هم باید اهتمام جدی وجود داشته باشد و مردم بی نیاز از آنها نیستند». کلام حضرت اشاره به این نکته دارد که هر چند برای مسوولان اجرایی در سطح کلان جامعه، مسایل بزرگ بیشتر دیده می شود و اهتمام جدی تری نسبت به او وجود دارد، اما در نگاه شهروندان آنچه که زودتر و بیشتر دیده می شود و در زندگی آنها ملموس تر است، همان مسایل ریز و جزیی است و باید همین مسایل ریز و جزیی را مورد اهتمام در زندگی شهروندان قرار داد تا تغییرات برای آنها محسوس باشد.

یکی از آفت های فعالیت های سیاسی و انقلابی، همین نگاه کلی به مسایل است، وقتی که با غفلت از مسایل ریز همراه می شود، اما در حرکت اباعبدالله الحسین(ع) آن آرمان های کلی موجب چنین غفلتی برای حضرت نیست و حضرت دقیقاً مانند یک شخصیت اخلاقی که هیچ گونه فکر و اندیشه ی دیگری در ذهن ندارد، به مسایل ریز اخلاقی توجه کامل دارد. یکی دو نمونه را در اینجا ذکر می کنم؛ طبری نقل می کند که وقتی امام(ع) در مسیر حرکت به کوفه قرار داشت، یکی از عوامل یزید بن معاویه از طرف یزید، مواردی از کالا و اموال را به طرف شام اعزام کرده بود. مأمورینی این اموال و کالاها را برای یزید می بردند. امام (ع) به این کاروان برخورد کردند؛ حضرت آن افراد را خواستند. کسانی که با چارپایان و با شتر این اموال را برای خلیفه می بردند. آن اموال را گرفتند. روشن بود که کسی مانند یزید بن معاویه که صلاحیتی برای حکومت ندارد، نمی تواند اموال عمومی را در اختیار داشته باشد. حضرت آن اموال را از دست آنها گرفتند، اما به کسانی که مأمور حمل و نقل بودند و برای این کار اجیر شده بودند، فرمودند: «شما را مجبور نمی کنم که همراه ما باشید و بیایید و این اموال را به عراق برسانید؛ نه، می توانید بیایید و در این صورت کرایه خود را بگیرید و می توانید برگردید و کرایه خود را تا اینجا از ما دریافت کنید». برخی از آنها برگشتند و برخی از آنها هم ماندند.

تعبیر حضرت این بود که «من احب ان یمضی معنا الی العراق اوفینا کراءه؛ مجبور نیستید، هر کس با ما بیاید کرایه خود را کامل دریافت می کند». «و احسنا صحبته؛ و از خوش رفتاری با ما هم برخورار خواهد بود». «و من احب ان یفارقنا من مکاننا هذا اعطیناه من الکراء علی قدر ما قطع من الارض؛ و کسی هم که می خواهد برگردد می تواند کرایه خود را در اینجا دریافت کند». توجه نسبت به اینکه اگرچه این اموال، از اموال عمومی است لذا در اختیار امام قرار می گیرد، اما موجب این نمی شود که افرادی که در این زمینه با آنها همکاری کرده اند، مورد مؤاخذه حضرت قرار بگیرند یا حقوق آنها دیده نشود.

نمونه دیگر ماجرایی است که در روز تاسوعا اتفاق افتاد. شمر آمد، به خیمه ها نزدیک شد و چند مرتبه حضرت اباالفضل العباس و برادرانش را صدا کرد، برای اینکه امان نامه ای را که آورده در اختیار آنها قرار بدهد، اما حضرت اباالفضل حاضر به اینکه او را پاسخی بدهد، نبود. امام (ع) به برادر بزرگوارشان حضرت اباالفضل العباس فرمودند که «اجیبوه و ان کان فاسقا؛ اگرچه شمر که فرد فاسق و تبهکاری است، شما را صدا می زند، ولی پاسخ او را بدهید». فسق او مانع از پاسخگویی شما نباشد. نکته ای را که حضرت مطرح کردند این بود که «فانّه بعض اخوالکم؛ به هر حال این شخص نسبت خویشی و فامیلی از طرف مادر با شما دارد و به این دلیل نباید مورد بی اعتنایی کامل شما قرار بگیرد». صحنه، صحنه جنگ و درگیری است و سپاه خود را برای این جنگ آماده کرده اند. در این لحظات و ساعت هایی که آمادگی برای جنگ است، امام (ع) چنین مسایل کوچکی را هم نادیده نمی گیرد. نمی گوید اقتضای انقلاب این است که هر گونه ارتباطی را با امثال شمر که در سپاه مقابل قرار دارند، باید قطع کنید. حضرت نفرمودند که پاسخ او را ندهید چون او در طرف مقابل شماست و در سپاه دشمن قرار گرفته، به عکس، حضرت در همان بحبوحه کربلا و درگیری ها هم اعتنا و توجهشان این است که مبادا آن پیوند خویشاوندی که وجود دارد و اقتضائاتی که این پیوند خانوادگی دارد، مورد بی اعتنایی و بی توجهی قرار بگیرد. امام حسین (ع) با این حرکت و سلوک اخلاقی خویش به شیعیان خود آموخت که انقلاب، اهتمام نسبت به مسایل کلان اجتماعی، هرگز نباید بهانه ای برای نادیده انگاشتن مسایل کوچک اخلاقی قرار بگیرد. این مسایل اخلاقی، کوچک نیستند؛ اینها هم در کنار انقلاب، مسایل بزرگ و مهمی هستند.



منبع: شفقنا

نظرات کاربران
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد