کد خبر: ۳۲۲۸۱
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۳
حجت الاسلام سروش محلاتی؛
حضرت علاوه بر آگاهی، آزادی اصحاب خود را هم تأمین می کردند تا آنها بتوانند از سر اختیار و آزادی، همراهی حضرت را داشته باشند...

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین – و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین- السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک.

سلوک اخلاقی اباعبدالله الحسین(ع) در نهضت عاشورا چگونه بود؟ برای پاسخ به این سوال از یک سو باید رفتار حضرت را با دشمن و از سوی دیگر رفتار امام را با دوستان بررسی کرد؛ رفتار حضرت با دشمنان بر مبنای بزرگواری بود. به طور مثال وقتی که اولین سپاهیان عبیدالله بن زیاد یعنی همان گروه هزار نفره حر به حضرت رسیدند، با این که از کوفه می آمدند، در جبهه دشمن قرار داشتند و برای مقابله با حضرت آمده بودند، اما وقتی به سپاه امام حسین(ع) برخورد کردند، در حالی که خسته و تشنه بودند و ذخیره آب آنها به پایان رسیده بود، امام(ع) به اصحاب خود فرمودند که همه سپاهیان حر را سیراب کنید و از آنها با آب پذیرایی کردند. یکی از همین سپاهیان حر به نام «علی بن طعان محاربی» از بقیه لشکر خود باز مانده بود و در اثر ناتوانی مرکبش با تأخیر به بقیه همراهان خود رسید، بسیار خسته و ناراحت بود و در زمان گرمای ظهر به مقصد رسید. امام(ع) فرمودند از علی بن طعان هم پذیرایی شود و برای او هم مشک آبی آوردند. علی بسیار تشنه بود، اما هر چه می کرد نمی توانست از لب مشک آب بنوشد. امام که شاهد این منظره بود، شخصاً جلو آمدند، لب مشک را با دست مبارک خود جمع کردند تا علی بن طعان به راحتی بتواند آب بنوشد. این رفتار بزرگوارانه اباعبدالله الحسین(ع) با دشمنان و مخالفان بود. ذره ای کینه توزی در اخلاق و سلوک حضرت دیده نمی شود، اما رفتار حضرت با دوستان؛ در اینجا اوج اخلاق را می توان تماشا کرد.

در بخش ها و مراحل مختلف، اباعبدالله الحسین رفتاری فوق العاده با دوستان و اصحاب خود نشان دادند. نکته اول این است که امام، زمینه بصیرت، آگاهی و اطلاعات کامل اصحاب خود را فراهم می کرد، چیزی را از آنها مخفی نمی کرد و اجازه می داد تا آنها با آگاهی کامل درباره خود و آینده خود تصمیم بگیرند و اگر بناست حضرت را همراهی کنند، از سر جهل، غفلت و عدم اطلاعات کافی نباشد. بر این اساس اولین گزارشی که از تغییر وضع کوفه به حضرت می رسید، در شرایطی بود که امام به سوی کوفه در حال حرکت بودند. دو نفر خدمت حضرت رسیدند. امام(ع) در بین اصحاب خود نشسته بودند. آن دو نفر خدمت امام عرض کردند که ما خبر مهمی از کوفه داریم و می خواهیم به اطلاع شما برسانیم، اما شما مایلید که این خبر را در جمع یارانتان مطرح کنیم یا به صورت خصوصی به عرض شما برسانیم. امام(ع) نگاهی به جمع اصحاب خود کردند و فرمودند که «من چیزی از اصحاب خود پنهان ندارم». آنها گزارش خود را مطرح کردند که آری! عبیدالله بن زیاد به کوفه آمده است، شهر در سلطه او قرار گرفته است، مردم را تهدید می کند، مسلم بن عقیل و هانی بن عروه دستگیر شده اند و آنها را به قتل رسانده اند. اوضاع کوفه دگرگون شده و دیگر خبری از آن حمایت ها که در گذشته اعلام می شد، وجود ندارد. این خبر را در حالی مطرح کردند که اباعبدالله الحسین(ع) در جمع اصحاب خود بود و امام از آگاهی اصحاب خود استقبال می کرد. حضرت در صدد آن نبودند که اصحاب و یاران خود را در یک فضای تاریک و مه آلود به همراهی خود نگه دارند و آنها را حفظ کنند و از اینکه آنها در جریان واقعیت ها باشند، پیشگیری کنند یعنی انتخاب واقعی بر اساس اطلاعات واقعی و انتخاب آگاهانه براساس آگاهی از شرایط.

نکته دومی که در اینجا می توان بدان اشاره کرد، این است که حضرت علاوه بر آگاهی، آزادی اصحاب خود را هم تأمین می کردند تا آنها بتوانند از سر اختیار و آزادی، همراهی حضرت را داشته باشند یا از حضرت و سپاه ایشان جدا شوند. هیچ گونه اجبار و اکراهی در میان نبود حتی حضرت به صراحت اعلام کردند تا کسی از سر شرم و حیا و رودروایسی هم همراه حضرت نماند و کاملاً آزادانه این مسیر را انتخاب کند. ارزش هر رفتاری از انسان، یکی به آگاهی و دیگری به اختیار است و امام(ع) این دو ارزش اساسی هر رفتار اخلاقی را برای اصحاب خود تأمین کردند. پس از قصه شهادت مسلم که خبر آن به حضرت رسید و بعد از یک خبر تأسف بار دیگر درباره شهادت عبدالله بن یقطر که او نیز پیک امام بود و در کوفه به شهادت رسید، وقتی حضرت این خبرها را دریافت و اطمینان پیدا کردند که اوضاع کوفه دگرگون شده است، اصحاب خود را جمع کردند و فرمودند که «وضع کوفه تغییر پیدا کرده است. اگر تاکنون فکر می کردید که می توانید در کوفه حضور پیدا کنید و مورد استقبال مردم کوفه قرار بگیرید، دیگر امروز چنین شرایطی نیست. اوضاع و احوال علیه ماست». همانجا حضرت فرمودند که «من أحب منکم الانصراف فلینصرف؛ هر کس که می خواهد برگردد، برگردد». تا اینجا آمدید، با یک نوع نگاه به مسایل، اما امروز شرایط تغییر پیدا کرده است بنابراین می توانید برگردید. این نقل را مورخین مختلف در تاریخ و حدیث خود آورده اند. این نکته را هم مورخین اضافه کرده اند که در مسیر مکه تا آنجا، افراد مختلفی به حضرت ملحق شده بودند. هر کس که می شنید امام حسین به طرف کوفه می رود و هر کس که اطلاع پیدا می کرد مردم کوفه حضرت را دعوت کرده اند، طمع پیدا می کرد در این سپاه حضور پیدا کند، در این کاروان عضو شود تا در آینده به موقعیتی دسترسی پیدا کند، اما بعد از اطلاعات و اخبار بعدی که نشان داد وضع کوفه تغییر پیدا کرده است، امام به آنها فرمودند که در شرایط جدید، برای خودتان تصمیم بگیرید. البته این افراد عافیت طلب که در صدد رسیدن به دنیا بودند، از همانجا یکی پس از دیگری سپاه و کاروان حضرت را ترک کردند و حضرت نیازی به حضور آنها هم نداشت. این پیشنهاد در مقاطع دیگری هم اتفاق افتاد؛ شاید آخرین آن همان شب عاشورا بود که حضرت به اصحاب خود فرمودند دشمن با من سر جنگ و ستیز دارد، شما آزادید هم از طرف دشمن و هم از طرف من آزاد هستید، از تاریکی شب استفاده کنید و بروید، اما آن روز و آن شب همه ماندند و وفاداری خود را اثبات کردند. امام(ع) با اصحاب خود به بهترین شکل رفتار کردند. آنها را آگاهانه و آزادانه در صحنه حفظ کردند و نگه داشتند.

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین(ع).



منبع: شفقنا


نظرات کاربران
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد