کد خبر: ۳۲۳۲۱
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۷
فلسطین؛
وابستگی اعراب می تواند مزیت های ژئوپلتیک آنها را از حیث قلمرو، نیروی انسانی و انرژی از بین ببرد...

فاطمه عالیشاه ارات بنی

حضور پر قدرت اسرائیل در منطقه نشان دهنده تداوم منافع موسسان و حامیان آن و اهمیت منطقه برای استعمارگران سابق و متجاوزان امروز است  در کنار این مسئله مهم که غرب با استفاده از تزویر و  بهره گیری از عوامل داخلی و نیروهای نرم درصدد ویرانه سازی غرب آسیا است تا از این طریق از حجم هزینه های درگیری مستقیم بکاهد.  بلاشک ویرانه سازی و  زوال مبانی تمدنی و هویتی آن نیز برای حفظ برتری  ارزش های مورد ادعای خود مدنظر خواهدبود.

 در این شرایط اسرائیل برای کسب فضای حیاتی خود نیازی به مبارزه با جبهه متحد عربی ندارد چرا که جبهه عربی ای عملاً وجود ندارد مقامات برخی از کشورهای عربی به نحوی با این کشور تعامل می کنند که گویی آن را متحد خود می دانند امروزه منطقه از مولفه های وحدت بخش و هویت ساز سابق فراتر رفته است گر چه در گذشته مذهب، نژاد و زبان در کنار تاریخ مشترک اثر مهمی در تداوم همسویی کشورهای منطقه داشته است اما اکنون باید گفت که برخی از بازیگران منطقه دشمنان جدیدی یافته اند که آن هم  بعضاً دوستان سابق   بودند چرا که الان منافع در حفظ قدرت،  تداوم فاصله با مردم و خواسته های آنان، تضمین قدرت سیاسی در پناه غرب و نماینده آنها در منطقه یعنی اسرائیل  معنا یافته است.

 شاید نتوان به صراحت مقامات برخی از کشورهای  منطقه را به درگیر شدن در هیجانات زودگر و نقض منافع مردم متهم نمود اما واضح است که  نخبگان اجرایی در منطقه قادر به تهیه و اتفاق پیرامون نقشه راه آینده در منطقه نشده اند. از این رو با حاشیه قرارگفتن  فرصت های منطق محور و چانه زنی، معادلات درونی منطقه تغییر یافته است  در حالی که با درس گرفتن از عبرت های تاریخ و توجه به طمع ورزی های سایر کشورها بخصوص در دوران جنگ های جهانی می توان دریافت که  مرزبندی های تحمیلی و دور زدن خواست های مردمی نمی تواند راه گشا باشد. در نتیجه درگیری های بین عربی و مذهب نهاد نه تنها می تواند ظرفیت های سیستم های  سیاسی  منطقه را کم کند بلکه با تمرکز بر حوزه نظامی از روند توسعه و پیشرفت متوازن عقب مانده  و عقب ماندگی را برای کشور و ملت ها به ارمغان آورد. از حیث بازیگری منطقه ای باید گفت که جنگ  و تنش میان محورها ی خودی در منطقه یعنی صلح اسرائیلی که نه تنها مسیر ورود اسرائیل را به صحنه منطقه باز می کند تمایلات آن را برای انحصار گرایی بر سرنوشت مسلمین فراهم می سازد و  می تواند تداوم سیاست تنش زدایی را میان دول اسلامی تضمین کندو ریشه های نفوذ آمریکا را در منطقه تقویت نماید.

سیاست توسعه اقتصادی اسرائیل در پرتو انحصار بازارهای خارجی برای فروش می تواند اقتصاد مبتنی بر تجارت آزاد را از عوارضی چون رکود نجات دهد در حالی که اصلاً قابل مقایسه با  ساخت صنعتی و اقتصادی ضعیف عرب که مبتنی بر دولت رانتیر و واسطه گری است، نمی باشد لذا شریک ضعیف می تواند همراه مناسبی برای بسط مدل های توسعه ای برای تداوم استثمار طی همکاری با نخبگان سیاسی باشد. بنابراین،  وابستگی اعراب می تواند مزیت های ژئوپلتیک آنها را از حیث قلمرو، نیروی انسانی و انرژی کمرنگ سازد وبه عبارت دیگر انشقاق موجود نه تنها توانسته تهدیدات فراروی اسرائیل را از بین ببرد  ابزارهای لازم را برای تحدید قدرت اعراب نیز تدارک ببیند ورورد اسرائیل به منطقه نشان دهنده عدم موفقیت ابزارهای سابق آن در  بسط سیاست های منطقه ای است ضمن این که در این حوزه اسرائیل بیشتر متمرکز بر روابط اقتصادی است تا سیاسی. حضور اقتصادی و صنعتی اسرائیل در منطقه چند  نتیجه دارد نخست : انحصاری شدن بازار صنعت و مالی کشورها. دوم: وابسته شدن نخبگان اقتصادی وسیاسی به سیاست های اقتصادی اسرائیل سوم:بحرانی شدن اوضاع تجاری و صنعتی کشور مادر  و نابودی صنایع سنتی و بومی آنها . در نهایت باید افزود که حضور اسرائیل با توجه به پیشینه نامطلوب می تواند واگرایی را در سطح خارجی و داخلی تامین نماید و هر گونه اتحاد و وحدت را در پرتو این نگرش از بین ببرد.

 

منبع: رحماء
نظرات کاربران
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد